خرید بک لینک
پسربزرگم باهمسرصب رفتن بیرون وبایه گلدان پرازگلهای صورتی ویه شال بسیارزیبا که الان سرمه ودارم میرم عقدلیلا اومدن خونه وروزم روبهم تبریک گفتن دستشون درد نکنه...پسرم پروفایلشویه قلب گذاشته بااین جمله دوستت دارم مادرم

خدایاممنون بخاطرهمه چیز

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 19:2 توسط طلا |

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 13:37

مرجان لب لعل تو مرجان مراقوت

یاقوت نهم نام لب لعل تو یاقوت

قربان وفاتم به وفاتم گذری کن

تابوت مگربشنوم ازرخنه تابوت

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 23:55 توسط طلا |

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 13:37

دوشنبه شب خیلی ناگهانی تصمیم گرفتیم بریم همدان دیگه سریع ساک لباسامونو بستیم وهشت صبح راه افتادیم علی رغم اینکه به همدان نزدیکیم اماپانزده سال بودنرفته بودیم ... خلاصه صبح نهارلوبیاپلویی رو که ازشب قبل پخته بودم خوردیم وبعدشم رفتیم مقبره بوعلی وبعدم باباطاهر... اونجابرنامه های شادی داشتن وچندرقص مح

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 13:37

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 13:37

دیشب شب بدی بود ... نه به اندازه دوشنبه تلخ هفته پیش ... دیشب بهتربود چون باخودم قرارگذاشته بودم مواظب تاپ تاپ قلب پسربزرگم ونگاه ملتمسانه پسرکوچکم باشم به خودم قول داده بودم یادم باشدکه بیست سال دیگرمنم وقلبهای پسرانم که میتواندپراز خشم باشدویاپرازعشق به خودم قول داده بودم آن لحظه که زیربارتوهین وت

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 13:37

دیشب کیک درست کردم ...

به پسرکوچیکه گفتم بیاکمکم کن. باخوشحالی دوید اومد وباهم یه کیک خوشمزه پختیم کثیف کاریاشم توده دقیقه تمیز شد...

لحظه های نابی بود کاش میتوانستم قابشان کنم

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۶ساعت 10:42 توسط طلا |

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 13:37

امسال تولدم سوت وکور بود نه کیکی نه شمعی نه هیچی.... البته خواهرجان وخواهرزاده جان هاوبرادرجان ومادرجان وپسرجان وهمراه اول وبعضی بانکها تبریک گفتن دستشون درد نکنه... هنوز باهمسرقهریم ... متاسفانه قهرمون طولانی شد... یکی ازبرنامه هایی که برای امسالم درزمینه روابطم باهمسرریختم همین مدیریت بحرانه... خب

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 13:37

دوهفته اخیرروزهای پرمشغله ای برام بود.طرحی که راجع به خودمراقبتی جنسی داده بودم باعنوان پیشگیری ازاسیبهای اجتماعی اجراشد کلاهفت روزبود ومن هم درپنج روز حضورداشتم هرروز باحدودا8_9تاهمکاردیگه بامینی بوس به روستاهای ناحیمون میرفتیم بعدسرهرروستایکی مون پیاده میشدیم ومیرفتیم برای دانش اموزا وبعدشم اولیا

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 13:37

سرجلسه امتحان بچه هام... کارامو کردم ونشستم امسال مراقبت حوزه پیش دانشگاهیم گرفتم وچههارروز مراقب بودم که امروز آخرین روزش بود... روزهای خوشی رو میگذرونم رابطه باهمسر در حد اعلاست امیدوارم دوام داشته باشه خودمم خیلی رو خودم کارمیکنم وحواسم هست... غر نمیزنم اصلا،حواسم بهش هست وسعی میکنم بی چشمداشت ب

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 13:37

صفحه بندی